باز
آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرم آن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرمهمچون گل آمدی ای نوبهارم پایان بخشیده ای بر انتظارمدر مقدم تو چون ابر بهاری از شوق روی تو اشکی ببارمباز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرم آن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرمبا تو ای آشنا همچون گذشته ها عشق نهان در سینه من پا گرفتهرنگی دگر در چشم من دنیا گرفته دوباره گوئی صبا ز گلشنشکوفه آرد به کلبه من باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرمآن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرم با تو ای آشنا همچون گذشته هاعشق نهان در سینه من پا گرفته دوباره گوئی صبا ز گلشنشکوفه آرد به کلبه من باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرمآن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرم دخترم...
ما را در سایت دخترم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: شنبه 7 بهمن 1402 ساعت: 19:41